نقش شبکه های اجتماعی و ادغام اجتماعی وتاثیر اپیدمیولوژیک اجتماعیReviewed by mjs on Nov 9Rating: 4.5نقش شبکه های اجتماعی و ادغام اجتماعی وتاثیر اپیدمیولوژیک اجتماعیدر 30 سال از انتشار این مقاله، محققان اثرات شبکه های اجتماعی را بر روی سلامت و مرگ و میر از زوایای مختلف مطالعه کرده اند و اغلب با مجموعه ای از متغیرهایی که به طور فزاینده ای غرق می شوند و یا مخالفین بالقوه می شوند (Holt-Lunstad et al.، 2010؛ House et al.، 1982). آنها دریافتند که جنبه های گوناگون روابط اجتماعی-از جمله ویژگی های ساختاری شبکه های اجتماعی مانند اندازه ی شبکه ی دوستان و اعضای خانواده و منابع موجود در شبکه ها، از قبیل حمایت از نفوذ شبکه در سلامت به طرق مختلف تجزیه و تحلیل رسمی اخیر و رسمی شبکه های اجتماعی (Christakis و Fowler، 2007) نشان می دهد که آنها تعدادی از رفتارهای مربوط به ارتقاء سلامت و ریسک را که می توانند میان بسیاری از روابط بین ساختار شبکه اجتماعی و پیامدهای سلامت میانجی گری کنند، ارسال می کنند. بنابراین، جنبه های شبکه های اجتماعی اعم از ساختار به عملکرد، مربوط به مرگ و میر، عوارض، عملکرد شناختی و فیزیکی و طیف وسیعی از رفتارهای بهداشتی است

 

 

 

 

نقش شبکه های اجتماعی و ادغام اجتماعی وتاثیر اپیدمیولوژیک اجتماعی

نقش شبکه های اجتماعی و ادغام اجتماعی وتاثیر اپیدمیولوژیک اجتماعی
در 30 سال از انتشار این مقاله، محققان اثرات شبکه های اجتماعی را بر روی سلامت و مرگ و میر از زوایای مختلف مطالعه کرده اند و اغلب با مجموعه ای از متغیرهایی که به طور فزاینده ای غرق می شوند و یا مخالفین بالقوه می شوند (Holt-Lunstad et al.، 2010؛ House et al.، 1982). آنها دریافتند که جنبه های گوناگون روابط اجتماعی-از جمله ویژگی های ساختاری شبکه های اجتماعی مانند اندازه ی شبکه ی دوستان و اعضای خانواده و منابع موجود در شبکه ها، از قبیل حمایت از نفوذ شبکه در سلامت به طرق مختلف تجزیه و تحلیل رسمی اخیر و رسمی شبکه های اجتماعی (Christakis و Fowler، 2007) نشان می دهد که آنها تعدادی از رفتارهای مربوط به ارتقاء سلامت و ریسک را که می توانند میان بسیاری از روابط بین ساختار شبکه اجتماعی و پیامدهای سلامت میانجی گری کنند، ارسال می کنند. بنابراین، جنبه های شبکه های اجتماعی اعم از ساختار به عملکرد، مربوط به مرگ و میر، عوارض، عملکرد شناختی و فیزیکی و طیف وسیعی از رفتارهای بهداشتی است.
همانند سایر عواملی که در این حجم در نظر گرفته شده است، در حالی که ارتباط بین روابط اجتماعی و مرگ و میر و سلامت ممکن است قوی باشد، اغلب دشوار است که از جهت علیت اطمینان حاصل شود. افرادی که از جدایی های اجتماعی برخوردار هستند ممکن است با افرادی که به روش های مختلفی از لحاظ اجتماعی ادغام شده اند، متفاوت باشند. برخی از این تفاوت ها نیز ممکن است مربوط به سلامت آنها باشد. در برخی موارد، سلامت ضعیف می تواند به عقب نشینی اجتماعی مرتبط باشد.
سوال در این فصل این است که آیا تفاوت های بین المللی در توزیع شبکه های اجتماعی و حمایت اجتماعی و خطرات مربوط به آنها ممکن است در تفاوت در امید به زندگی در میان کشورها نقش داشته باشد. برای پاسخ دادن به این سوال، این فصل ابتدا نگاهی دقیق تر به مسیرهایی که شبکه های اجتماعی می توانند بر سلامتی و مرگ و میر و شواهدی برای این ارتباط ها تأثیر بگذارد را بررسی می کند. سپس بررسی می کند که چگونه شبکه های اجتماعی در ایالات متحده در مقایسه با کشورهای دیگر مقایسه می شود و شواهدی را نشان می دهد که این اختلاف ها در تفاوت در روند روندهای امید به زندگی نقش دارند.

راه های ارتباطی شبکه های اجتماعی به سلامت و مرگ و میر

تعدادی از مسیرهای میانجیگری وجود دارد که جنبه های شبکه های اجتماعی ممکن است به طور قابل ملاحظه ای بر سلامت تاثیر بگذارد. بدیهی است که ساختار ارتباطات شبکه از طریق ارائه انواع حمایت از سلامت از طریق مالی به ابزار و عاطفی بر سلامت تأثیر می گذارد (Berkman and Glass، 2000). پشتیبانی اغلب در طبیعت انجام می شود، به طور بالقوه شامل دادن و دریافت و در یک چارچوب هنجاری مبادله در طول دوره زندگی است که ممکن است در کشورهای مختلف و فرهنگ متفاوت باشد. برخی از مبادلات دسترسی به منابع و کالاهای مادی را بهبود می بخشد. به عنوان مثال، شبکه های اجتماعی نشان داده شده است که با احتمال یک فرد برای گرفتن شغل همراه است (Granovetter، 2003). سایر انواع حمایت مانند پشتیبانی احساسی ممکن است با کاهش پاسخ های استرس فیزیولوژیکی به سلامت برسند. شبکه های اجتماعی نیز می توانند از طریق تأثیر اجتماعی تاثیر گذار باشند، به طوری که افراد راهنمایی های هنجاری در مورد رفتارها دریافت می کنند. در نهایت، تعاملات منفی منجر به درگیری، سوء استفاده یا غفلت می تواند تاثیرات مهمی بر پیامدهای بهداشتی بعد از طریق تعدادی از مسیرهای رفتاری و بیولوژیکی داشته باشد.
پیوند دادن انواع تعاملات اجتماعی که در بالا به نتایج سلامتی گفته شده است، منطقی به مجموعه ای از مسیرهایی که تاثیرات تعامل اجتماعی بر سلامتی تاثیر می گذارد، نیاز دارد. اینها می توانند مسیرهایی باشند که تعامل اجتماعی را با رفتارها، حالت های روانشناختی یا به طور مستقیم به پاسخ های فیزیولوژیکی مرتبط با سلامت مرتبط می کنند. تحقیقات قبلی جنبه های شبکه های اجتماعی و منابع را که از طریق آنها به رفتارهای مرتبط با مصرف دخانیات و الکل، فعالیت بدنی، الگوهای غذایی و رفتارهای جنسی جریان می یابد، مرتبط کرده است. با ایجاد و اجرای رفتارهای هنجاری، شبکه ها ممکن است بر رفتارهای مربوط به کار و مدرسه، رفتارهای جنایی و سایر رفتارهای اجتماعی تاثیر بگذارد. شبکه ها نیز ممکن است الگوهای سل را تحت تأثیر قرار دهند
تمرکز بر برخی از جنبه های برجسته تر مطالعات مرگ و میر فوق الذکر کمک می کند تا مناطق را برای کار بیشتر شناسایی کنند. به عنوان مثال، به نظر می رسد جنبه های مختلف شبکه های اجتماعی ممکن است در سنین مختلف، یا برای مردان و زنان، و یا در کشورهای مختلف مهم باشد. Seeman و همکارانش (1987) در پیگیری مطالعات اصلی آلامدا (Berkman and Syme، 1979) گزارش دادند که طی یک دوره 17 ساله، افراد با شبکه های اجتماعی قوی و روابط اجتماعی به طور قابل توجهی کمتر به مرگ مبتلا بودند. انواع روابط اجتماعی که بیشترین تاثیر را بر مرگ و میر دارند، با سن متفاوت است. برای بزرگسالان 60 ساله و بالاتر، وضعیت زناشویی بیشترین ارتباط را با خطر مرگ داشت، در حالی که برای کسانی که بیش از 60 سال داشتند، روابط معقولی برای سلامتی افراد با دوستان نزدیک و نزدیکان خود داشتند. مطالعات آینده نگر در مقیاس بزرگ که در ژاپن انجام شده و بیش از 11،000 نفر در سنین 40-69 سال داشتند، تفاوت های جنسیتی مهمی را دیدند: برای مردان عامل اصلی مربوط به سلامت مشارکت در سرگرمی ها، باشگاه ها یا گروه های اجتماعی بود، در حالی که برای زنان عامل خطر افزایش خطر تنها بودن و ارتباط کمی با بستگان نزدیک داشتند (Iwasaki et al.، 2002). یک مطالعه 7 ساله در اسرائیل نشان داد که دو عامل اجتماعی که مرگ و میر را در میان گروهی از یهودیان اسراییلی مسن تر می دیدند با دوستان و حضور در کنیسه ارتباط داشتند (Litwin، 2007). و یک مطالعه 6 ساله از 7500 زن از چهار جوامع مختلف در ایالات متحده نشان داد که خطر مرگ و میر در زنان با نمرات شبکه های اجتماعی بالاتر، به طور قابل توجهی پایین تر است، اگرچه نویسندگان نتیجه می گیرند که بسیاری از زنان مسن تر از یک شبکه اجتماعی بزرگ دریافت می کنند در واقع به این دلیل که فقط ازدواج می شود (Rutledge et al.، 2003).
در مقاله ای که برای پانل تهیه شده است، بانک ها و همکاران (2010) تجزیه و تحلیل مشابهی را برای هر دو مرد و زن با استفاده از داده های قابل مقایسه در مورد جمعیت مسن در ایالات متحده و انگلستان انجام می دهند. یک بار دیگر، ازدواج (از جمله زندگی مشترک) عنصری از شبکه های اجتماعی است و تعاملاتی که در برابر مرگ و میر محافظت می شود. این به شدت مورد برای مردان و زنان در انگلستان است، اما در ایالات متحده اثرات از نظر آماری قابل توجه نیست. در انگلستان، جایی که داده ها به تمیزترین تجزیه و تحلیل اجازه می دهد، هر گونه ارتباط مرگ و میر با عضویت در باشگاه ها و سازمان ها نشان می دهد که فقط یک نتیجه از عضویت عضویت در باشگاه های ورزشی و سلامت در اندازه گیری مشارکت است، بنابراین احتمال قوی است که این روابط معکوس به معنی ایجاد شده است. در ایالات متحده، هرگونه تأثیر کلی شبکه ها، تماس ها و مشارکت ها نشان دهنده ی تأثیر قابل توجه محافظت کننده برای کسانی است که به طور منظم در جلسات مذهبی حضور دارند.
برکمن و همکارانش (2004) یک گروه کاری حرفه ای را برای کارکنانی که پایدار به کار گرفته شده بودند، مورد بررسی قرار دادند تا احتمال کمتری از سوءاستفاده از سوءاستفاده کنندگان را داشته باشند. آنها دریافتند که مردان اجتماعی منزوی خطر ابتلا به بیماری را 2/7 برابر بیشتر از مردان با بالاترین سطح ادغام اجتماعی داشته اند. رقم مربوط به زنان 3.6 برابر بیشتر بود (Berkman et al.، 2004). این خطر برای مرگ و میر سرطان بیشتر بود، اما با برخی از دادهها از ایالات متحده، اما در مقایسه با برخی از آنها، بیشتر بود. کاوشی و همکارانش (1996) خطر مرگ و میر را در میان 32000 مرد آمریکایی در سن 42 تا 77 سالگی مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که مردان از نظر انسانی به میزان 1.9 برابر بیشتر از بیماریهای قلبی عروقی جان می گیرند و 2.2 برابر احتمال مرگ و میر ناشی از حوادث و خودکشی نسبت به مردان بیشترین سطح مشارکت در شبکه های اجتماعی
همچنین شواهدی وجود دارد که شبکه های اجتماعی با مرگ و میر ناشی از سرطان پستان مرتبط هستند. در مطالعهی 2800 زن مبتلا به سرطان سینه بین سال های 1992 و 2002، زنان که قبل از تشخیص به طور اجتماعی از هم جدا شده بودند، بیش از دو برابر احتمال مرگ از بیماری به عنوان زنان با سطح بالای حمایت اجتماعی بودند. محققان نتیجه می گیرند که افزایش مرگ و میر احتمالا ناشی از فقدان ارتباطات اجتماعی است و دلیل آن این است که زنانی که از نظر اجتماعی منزوی شده اند، خطر افزایش مرگ و میر را افزایش داده اند؛ به این معنی نیست که آنها از کمک، مراقبت و حمایت از دوستان، فرزندان، یا اعضای خانواده (Kroenke et al.، 2006).
نویسندگان یک متا آنالیز اخیر 87 مطالعه که اثرات حمایت اجتماعی بر مرگ و میر سرطان را بررسی می کند که شبکه های بزرگ اجتماعی، حمایت اجتماعی مثبت و ازدواج با هم با کاهش مرگ و میر ناشی از سرطان ارتباط دارد. با این حال، نویسندگان نتیجه گیری می کنند که اثرات به طور کلی برای بیماران جوان بیشتر است (Pinquart and Duberstein، 2010). یکی دیگر از متاآنالیزهای اخیر نتیجه گیری می کند که کیفیت روابط اجتماعی بر روی مرگ و میر تاثیر می گذارد که قابل مقایسه با ترک سیگار و بیشتر از عوامل دیگر خطر مانند چاقی و فعالیت بدنی است (Holt-Lunstad et al.، 2010). با این حال، بسیاری از نتایج حاصل از این مطالعه، کنترل های آماری را برای بعضی از عوامل مرتبط با مرگ و میر و روابط اجتماعی ندارند. برای درک ارتباط بین شبکه های اجتماعی و مرگ و میر، کارهای زیادی انجام می شود. با این وجود، برتری شواهد نشان می دهد که روابط اجتماعی و حمایت اجتماعی بر مرگ و میر بین بزرگسالان تأثیر می گذارد.

شبکه های اجتماعی و سلامت جسمی و روحی

به طور کلی، مطالعاتی که اثرات شبکه های اجتماعی را بر سلامت جسمانی مورد بررسی قرار داده اند، مدرکی نسبت به آنهایی که در معرض مرگ و میر قرار می گیرند، کمتر نشان می دهد. با این حال، تعدادی از مطالعات نشان می دهد که ارتباط بین روابط اجتماعی و حمایت اجتماعی و توسعه بیماری هایی مانند بیماری قلبی، سکته مغزی و سرطان وجود دارد.
در مطالعهای که در بالا اشاره شد، 32،000 مرد آمریکایی در سن 42 تا 77 سالگی، کاوشی و همکارانش (1996) دریافتند که بیش از 4 سال، مردان که از نظر اجتماعی منزوی بودند، ازدواج نکرده بودند، دارای کمتر از شش نفر از دوستان و اعضای خانواده و نه عضو هر کلیسا یا سازمان اجتماعی – 121 درصد بیشتر از سکته مغزی برخوردار بود از مردان با بیشترین میزان ارتباط اجتماعی. با این حال، آنها بیشتر به احتمال زیاد به حمله قلبی غیرطبیعی رنج می برند.
به طور کلی، مطالعاتی که به بررسی تأثیر حمایت اجتماعی بر بیماری قلبی پرداخته اند، نتایج مناسبی داشته اند، اما اکثریت آن ها، بر خلاف کار کاوشی و همکاران (1996)، دست کم برخی از تاثیرات را به دست آوردند. هنگامی که Lett و همکارانش (2005) تحقیقات زیادی در مورد این موضوع انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که افراد دارای سطح پایین حمایت اجتماعی بیشتر احتمال دارد که بیماری قلبی عروق کرونری را بدتر کنند و این که آن را بدتر از کسانی که سطح بالایی از حمایت دارند، نسبت بین این دو گروه، بسته به مطالعه، بین 1.5 تا 2.0 قرار داشت. نویسندگان به این نکته اشاره می کنند که در حوزه مطالعات در مورد نحوه تعریف و اندازه گیری حمایت اجتماعی وجود دارد و علاوه بر این، شواهد تجربی کمی وجود دارد که افزایش حمایت اجتماعی به کاهش خطر بیماری های قلبی کمک می کند.
بانک ها و همکاران (2010) هیچ ارتباطی بین شاخص شبکه اجتماعی خلاصه و شیوع فشار خون بالا یا دیابت در میان مردان مسن در ایالات متحده یا انگلستان مشاهده نشد. در ایالات متحده مردان با سطوح بالای روابط اجتماعی شایعتر از بیماریهای قلبی بودند. در میان زنان در هر دو کشور، سطح بالای ارتباطات اجتماعی با کمتر از این مشکلات بهداشتی همراه است، به استثنای چاقی (که به دیابت مرتبط است). نویسندگان همچنین اثرات نامتجانس تعامل اجتماعی و شبکه های اجتماعی را بر مرگ و میر ناشی از آن در دو کشور کشف کردند. به طور کلی، پس از آن، نتایج این مطالعه به شدت مخلوط شواهد تجربی موجود در ارتباط شبکه های اجتماعی با سلامت جسمانی را نشان می دهد.
یافته های سازگار تر با توجه به شبکه های اجتماعی و حوزه های سلامت مربوط به عملکرد ذهنی به جای بیماری یا سلامت جسمی است. مطالعه پس از مطالعه نشان داده است که شبکه های اجتماعی و مشارکت اجتماعی موجب کاهش انواع مختلف کاهش شناختی در افراد مسن می شود، در حالیکه افراد سالخورده با چندین رابطه اجتماعی بسیار سریعتر می شوند. باسوک و همکارانش (1999) به دنبال 2800 بزرگسال 65 سال و بالاتر در شهر نیو Haven در کانکتیکات زندگی کردند و دریافتند که افرادی که دارای روابط اجتماعی نباشند، به طور قابل ملاحظهای نسبت به افرادی که تعداد زیادی از این روابط را داشتند، به طور قابل ملاحظهای بیشتر کاهش مییافت. به طور خاص، افرادی که دارای روابط اجتماعی نبودند، 2.2 برابر احتمال ابتلا به زودرس پس از 3 سال، 1.9 برابر احتمال بعد از 6 سال و 2.4 برابر احتمال بعد از 12 سال بود (Bassuk et al.، 1999). مطالعات اخیر نشان می دهد که یکپارچگی اجتماعی به طور معکوس مربوط به کاهش حافظه در شرکت های بهداشت و بازنشستگی (HRS) است (Ertel et al.، 2008).
نتایج مشابهی در سایر کشورها یافت شده است. Fratiaglioni و همکارانش (2000 2004) ارتباط بین شبکه های اجتماعی محدود و افزایش خطر ابتلا به زوال عقل را گزارش می دهند. Zunzunegui و همکارانش (2003) انزوای اجتماعی را در ارتباط با کاهش شناختی در یک نمونه اسپانیایی مسن تر یافت. یک مطالعه آینده نگر در تایوان که نزدیک به 2400 سالمند بالای 7 سال به دنبال آن بود، ارتباط بین شبکه های اجتماعی و عملکرد شناختی نداشت، اما تأثیرات واضح فعالیت های اجتماعی را بر آزمون های شناختی پیدا کرد. افرادي كه مشاركت در يك يا دو فعاليت اجتماعي و سه يا چند فعاليت اجتماعي را گزارش كردند، به ترتيب 13 و 33 درصد كمتر از وظايف شناختي نسبت به كساني بودند كه مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي را گزارش كردند (Glei et al 2005).
با توجه به شواهدی که جنبه های گوناگون روابط اجتماعی و شبکه ها و عملکرد این شبکه ها به طور پیوسته با مرگ و میر و اغلب به نتایج دیگر سلامت مرتبط است، یک سوال طبیعی این است که آیا اختلاف در توزیع یا خطر شبکه های اجتماعی ممکن است به توضیح متقابل، تفاوت های کشور در امید به زندگی.

 


رزرو هتل در مشهد - اقامت در مشهد