تناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتالReviewed by علیرضا امیری on Nov 24Rating: 4.5تناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتالتناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتال بسیاری از ابزار و خدمات رسانه های اجتماعی برای استفاده رایگان هستند. این واقعیت اغلب کاربران را به فرض اشتباه منتهی می کند که داده های مربوطه تولید شده و در عین حال با استفاده از این ابزار ها و خدمات بدون ارزش است. کاربران اغلب بر طبیعت کوتاه مدت اجتماعی و احتمال ارتباطات تمرکز می کنند
تناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتال

تناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتال

تناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتال

تناقض رسانه های اجتماعی: داده کاوی و مرگ دیجیتال بسیاری از ابزار و خدمات رسانه های اجتماعی برای استفاده رایگان هستند. این واقعیت اغلب کاربران را به فرض اشتباه منتهی می کند که داده های مربوطه تولید شده و در عین حال با استفاده از این ابزار ها و خدمات بدون ارزش است. کاربران اغلب بر طبیعت کوتاه مدت اجتماعی و احتمال ارتباطات تمرکز می کنند – تصور چیزی است که اتفاق می افتد، اما پس از آن هیچ رکورد یا ارزش دیگری ندارد، مشابه تماس تلفنی – در حالی که شرکت های پشت این ابزار تمایل دارند تا روی رسانه ها تمرکز کنند، ارزش پایدار این ردیابی هایی که می تواند ترکیب، معدن و تجزیه و تحلیل برای بینش جدید و تولید درآمد. این مقاله به دنبال کشف این تناقض رسانه های اجتماعی به دو صورت است. اولا، تناقض بررسی دقیق گوگل و فیس بوک نشان می دهد که چگونه داده کاوی و تجزیه و تحلیل، عملیات اصلی برای این غول های شرکتی است که به کارکرد، توسعه و گسترش آنها متمرکز است. با این وجود سخنرانی عمومی این شرکت ها در مورد تبادل اطلاعات شخصی برای خدمات نیست بلکه مفاهیم بی نظیر سازماندهی اطلاعات جهان و یا جمع آوری همه از طریق اشتراک گذاری است.

بخش دوم این مقاله برخی تناقض از تأثیرات اصلی مرگ را از لحاظ رسانه های اجتماعی بررسی می کند و می پرسد چه اتفاقی می افتد زمانی که یک کاربر به طور ناگهانی تنها به عنوان بخش های ضبط شده ضبط شده، حداقل در شرایط دیجیتال باشد. مرگ، در نگاه اول، کاربران (یا پست های کاربران) را بدون آژانس یا به طور ضمنی، به شرکت هایی که داده های معرفتی در حال انجام فعالیت های اجتماعی را دارند، ارزش می گذارد. با این وجود ظهور مدیریت میراث دیجیتالی ارزش داده های تولید شده با استفاده از رسانه های اجتماعی را افزایش می دهد، ارزش ای که حتی پس از مرگ نیز ادامه دارد. به این ترتیب، تناقض مسئله املاک دیجیتالی ارزش انباشته رسانه های اجتماعی را به عنوان رسانه ها، حتی در سطح فردی نشان می دهد. راه هایی که فیس بوک و گوگل در جستجوی مرگ دیجیتال هستند بررسی می شود و سیاست هایی را نشان می دهد که آژانس و حقوق کاربران را تأیید می کند، اما بعدا به مراتب کمتر هماهنگ است. سرانجام، همراه با مدیریت میراث دیجیتالی، من توانایی بالقوه میراث دیجیتالی دیکتاتوری را بررسی خواهم کرد که ممکن است در بعضی از بدبختی برخی از جنبه های حضور کاربر مرده، مانند خدمات زندگی که در آن شعار «هنگامی که قلب شما متوقف می شود، ضرب و شتم، شما توییت را نگه دارید ” در مجموع، نقشه برداری از مدیریت میراث دیجیتال توسط شرکت های بزرگ آنلاین و خدمات بیشتر متمرکز برای مرگ و میر دیجیتال، ارزش داده های تولید شده توسط کاربران رسانه های اجتماعی را نشان می دهد و اهمیت مداوم اطلاعات حتی فراتر از قبر است.

گوگل
در حالی که گوگل به طور جهانی مترادف با جستجو است و موتور جستجوی غالب جهان است، به طور گسترده ای درک می شود که یکی از عناصر اصلی که نتایج مربوط به نتایج جستجوی گوگل را مرتبط است، داده های کاربر عملیات پیچیده عملی است. ابزارهای مختلف در مجموعه داده های Google داده ها را از طریق روش های مختلف (Zimmer، Gaze). برای مثال Gmail، از الگوریتمی برای تجزیه و تحلیل ایمیل فرد استفاده می کند تا تبلیغات مربوط به مرتبط را نشان دهد. این نوع داده کاوی نسبتا شناخته شده است، زیرا اکثر کاربران Gmail به طور آگاهانه و باهوش از پذیرش تبلیغات شخصی تر برای استفاده از سرویس ایمیل گوگل استفاده می کنند. با این حال، اکثریت افرادی که از موتور جستجوی گوگل استفاده می کنند، بی اطلاع هستند که جستجو نیز به وسیله ردیابی، تجزیه و تحلیل و بهبود نتایج بر اساس فعالیت کاربر (Zimmer، Externalities) به طور فزاینده ای هدایت می شود. به عنوان الکساندر Halavais (160-180) به درستی استدلال می کند، تمرکز اخیر بر ایده جستجوی اجتماعی – ادغام عمیق تر اطلاعات اجتماعی در سنجش نتایج جستجو – oxymoronic؛ تمام جستجوها، حداقل برای گوگل، به وسیله تجزیه و تحلیل عمیق داده های اجتماعی شخصی و جمع آوری شده هدایت می شود. در واقع، موفقیت معدن داده های کاربر Google باعث نگرانی شده است که اغلب فرآیندهای نامرئی سفارشی سازی و شخصی سازی به این معنی است که الگوریتمهای ظاهرا مستقل یا هدفمند که نتایج جستجوی گوگل را تولید می کنند، برای هر فرد نتیجه ای متفاوت خواهند داشت. همانطور که وی می گوید: “همانطور که کاربران در مجموعه ای متنوع از کشورها الگوریتم های گوگل را برای پاسخگویی به درخواست های تخصصی با نتایج متمرکز آموزش می دهند، هر مکان در جهان لیستی از آنچه که مهم است، درست یا مرتبط است، در پاسخ به هر پرس و جو “(138). شخصی سازی و سفارشی سازی ذاتا مشکلی نیست و اغلب ارتباط نتایج جستجو را افزایش می دهد، اما اعتراض اصلی منتقدان، داده کاوی گوگل نیست، اما عدم شفافیت در نحوه ثبت، ذخیره و استفاده از داده ها است. به عنوان مثال، الی پاریسر، توسعه یک “حباب فیلتر” را که در آن همه نتایج جستجو شخصی و ذهنی هستند اما در پشت حرفهای عینیت الگوریتم کامپیوتری (Pariser) پنهان هستند، متهم می کند.

در حالی که داده کاوی بسیاری از ابزارها و خدمات گوگل را معرفی می کند و در اختیار می گذارد، ارزش تجمعی این قطعات دستگیر شده از اطلاعات بهترین نشان دهنده سرویس جدید Google Now است. گوگل در حال حاضر یک برنامه تلفن همراه است که یک نمایش مستمر ارائه می دهد